حمد الله مستوفي قزويني

194

تاريخ گزيده

ميان على و عايشه و طلحه و زبير صلح [ خواست شد ] [ 1 ] بر آنكه هر كه در خون عثمان ساعى بوده باشد ، على او را بسپارد . مالك اشتر و عدى بن حاتم و جمعى كه قتل عثمان بديشان نسبت مىكردند ، مكر كردند تا جنگ قائم شد و طلحه و زبير در آن جنگ كشته شدند و بر هودج عايشه تير باران كردند . هزيمت بر طرف لشكر عايشه افتاد و لشكر على مظفر شدند . درين حرب بروايتى هشت هزار و بروايتى هفده هزار مسلمان شهيد شدند : قرب يك هزار از لشكر على و باقى از لشكر عايشه . از جمله هفتاد كس كه مهار شتر عايشه نگاه مىداشتند . عايشه را برادرش محمد بن ابى بكر نكوهش كرد و گفت . لك التسع [ 2 ] من الثمن و فى الكل تكلمت * تجملت تبغلت و لو عشت تفيلت [ امير المؤمنين على ] [ 3 ] عايشه را با زنان اكابر بصره بمدينه فرستاد . امارت بصره بعبد الله عباس داد و خود بكوفه رفت و دار الملك ساخت . سعد وقاص و عبد الله بن عمر و اسامة بن زيد و احنف بن قيس درين حرب موافقت طرفين نكردند . مرتضى على با نود هزار مرد بجنگ معاويه عزم شام كرد و معاويه با صد و بيست هزار مرد برابر آمد ، بموضعى كه صفين خوانند . در ذى الحجهء سنهء ست و ثلثين بهم رسيدند . مرتضى على مىخواست كه بنصيحت و پند او را از جنگ باز دارد . اما حب دنيا در دل معاويه نه چنان جا گرفته بود كه بمواعظ و نصايح زائل گردد و كار بمحاربه انجاميد . از هر طرف لشكر بهفت بخش كردند و بهفته هر روز ، قومى جنگ كردند . تا ماه ذى الحجة تمام شد . در ماه محرم دست از حرب باز داشتند . على مىخواست تا به صلح انجامد ميسر نشد و صفر حرب با سر گرفتند و صد روز جنگ كردند و نود جنگ [ 4 ] واقع شد . از طرف مرتضى على بيست و پنج هزار كشته شدند و از جمله بيست و پنج صحابهء بدرى و از طرف معاويه چهل و پنج هزار كس بقتل آمدند و بيشتر روزها ظفر لشكر على را بود .

--> [ 1 ] - ف ، ق : خواست رفت - ب : صلح خواست و قرار رفت . [ 2 ] - نه يك . چون زنانى كه پيغمبر در حين وفات در نكاح داشت نه تن بودند و غرض از ثمن ، يعنى هشت يك و آن ميزان حق زن است از ما ترك شوهر [ 3 ] - م : محمد بن ابى بكر . [ 4 ] - ف : حرب